عامل ايجاد کلی باسيلوز، اشريشيا کلی است که از طريق آب، دان، هوای آلوده، وسايل پرورشی آلوده و يا از مادر به تخم مرغ و نهايتاً جوجه منتقل میشود. در سه دهه اخير، موارد متعددی از مقاومت به فلورفنيکل و کينولونها در انسان و دام گزارﺵ شده و يکی از دﻻيل بروز مقاومت در انسان، استفاده گسترده این داروها در پرورﺵ طيور ﺫکر گرديده است. هدف ما در مطالعه حاضر، بررسی ميزان مقاومت آنتیبيوتيکی جدايههای اشريشيا کلی جدا شده از فارمهای گوشتی در استان چهارمحال و بختياری است. در این تحقيق، 204 نمونه از گلههای درگير با کلیباسيلوز که حداقل ۲4 ساعت قبل آنتیبيوتيک مصرف نکرده بودند و در سالهای بین 1398-1403 به درمانگاه دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهرکرد مراجعه کردند، مورد بررسی و آزمون آنتیبيوگرام قرار گرفتند. باتوجه به نتايج به دست آمده، مقاومت ۱۰۰ درصدی به اگزاسيلین، 97/۰6 درصد مقاومت به آزیترومایسین، 91/18 درصد مقاومت به اکسیتتراسايکلین، 86/76 درصد مقاومت به سولتريم، 8۰/88 درصد مقاومت به فلومکوئین، 79/90 درصد مقاومت به دایفلوکساسین، 77/94 درصد مقاومت به دانوفلوکساسین، 75/98 درصد مقاومت به آمپیسيلین، 72/06 درصد مقاومت به انروفلوکساسین، 68/۱4 درصد مقاومت به يپروفلوکساسین 61/28 درصد مقاومت به فلورفنيکل، 40/69 درصد مقاومت به لينکواسپکتین و 27/95 درصد مقاومت به فسفومایسین مشاهده شد. برا این اساس، فسفومایسین ، لينکواسپکتين و فلورفنيکل، به ترتيب، آنتی بيوتيکهايی هستند که دارای کمترین مقاومت در مقايسه با ساير آنتیبيوتيکها بوده است. يافتههای مطالعه حاضر حاکی از فراوانی ميزان مقاومت آنتیبيوتيکی در گلههای مبتلا به کلیباسيلوز است که این امر، خطری جدی برای صنعت طيور کشور و بهداشت عمومی محسوب میشود.